برندسازی شخصی؛ چرا و چطوری؟

برندسازی شخصی برای افراد فعال در زمینه فناوری اطلاعات خیلی مهمه؛ چون تو این فیلد، بیشتر به جای اینکه ازمون رزومه بخوان، از دیگران درباره ما می‌پرسدن و یا ما رو گوگل می‌کنن. پس باید کاری کنیم که بهتر تخصص و قابلیت‌هامون رو بشناسن.

برند سازی شخصی برای هرکس متفاوته. در یک مقیاس بزرگ بخوایم ببینیم، یک هنرمند باید تلاش کنه که با برند سازی، مردم بیشتر کارهاش رو ببیند، با سبک کارهاش آشنا بشن و سعی کنه مخاطب‌های هدفش بیشتر بشن، ولی برای یک مهندس نرم‌افزار هدف می‌تونه این باشه که در جامعه IT و صنعتی که در اون کار میکنه برای خودش اعتبار ایجاد کنه.

زمانی که در صنعت‌های بزرگ، مثل IT ریز تر بشیم، قطعا هدف هر متخصص با متخصص دیگه، فرق خواهد کرد. کاری که توسعه دهنده‌های Front-end با توسعه دهنده‌های ‌Back-end برای برند سازی شخصی باید انجام بدن فرق میکنه و حتی باز هم نزدیکتر بشیم هدف هر شخص با شخص دیگه توی برندینگ متفاوت و شخصی‌تر میشه.

به همین دلیل، در این مطلب فقط به پایه‌های شروع برند سازی شخصی می‌پردازیم، و اگر به این کار علاقه دارید، ادامهٔ راه رو باید خودتون دقیق‌تر بشید و با برنامه ریزی جلو برید.

برند شخصی چیه؟

برند شخصی، یعنی فعالیت‌هایی که باعث میشه وقتی شخصی اسم شما رو می‌شنوه یا از نزدیک ملاقات‌تون می‌کنه از قبل درباره شما می‌دونه. تجارب و اطلاعاتی که از طریق جستجوی وب، گفتگو، محتوایی که در وب تولید کردید، کنفرانس‌هایی که شرکت کردید یا سخنرانی کردید، تعملاتی که در شبکه‌های اجتماعی دارید و حتی نحوه جواب دادن به ایمیل‌هاتون؛ خرد خرد جمع میشن و برند شخصی شما رو می‌سازن.

قبل از اینترنت، برند شخصی شامل چیزهایی بود که از نزدیک یک شخص می‌تونست از خودش به دیگران القا کنه. مثل نحوه تعامل حرفه‌ای، نحوه پوشش، نحوه صحبت کردن و یا نظراتی که دیگران درباره اش داشتند.

اما بعد از اینترنت تمام ردهایی که ما از خودمون در وب به جای میگذاریم در کنار هم برند شخصی ما رو می‌سازن. چیزهایی مثل گوگل کردن اسممون توسط شخص دیگه، فعالیت‌های شبکه‌های اجتماعی‌مون، تعملاتمون تو ایمیل‌ها، وبلاگ یا سایت شخصی‌مون، و فعالیت‌مون تو گیت‌هاب، دریبل و…

شرکت‌ها به این دلیل برند سازی میکنن تا تفاوت و نقاط قوت‌شون رو نسبت به شرکت‌های رقیب مشخص و ملموس کنن و ارزش واقعیش رو نمایش بدن. اصلا منظورم تبلیغات دروغی نیست. منظورم ارزش واقعی ای هست که یک برند مثل کنونیکال به جامعه ارائه میکنه.

این تعریف برای درباره آدم‌ها هم صدق می‌کنه. ما برای این برند سازی شخصی می‌کنیم تا مهارت‌ها و قابلیت‌های خاصی که داریم رو مشخص و ملموس کنیم تا دیگران از ارزش واقعی ما با خبر بشن. مثل حسی که بعد از شنیدن اسم ریچارد استالمن به ما دست میده.

ما برند سازی می‌کنیم تا کم کم به دیگران نشون بدیم که ما کی هستیم، چی کار می کنیم و کجا کار می‌کنیم.

برای برندسازی شخصی باید از این سه قدم شروع کنیم:

.   .   .

قدم اول: وقتی که مردم اسم شما رو می‌شوند دوست دارید چه چیزی تو ذهن‌شون بیاد؟

برای شروع باید به این سوال جواب بدید. وقتی که کسی اسم شما رو می‌شنوه، دوست دارید چه چیزی تو ذهن‌شون از شما ترسیم بشه؟ دوست دارید مردم نسبت به شما چه حسی داشته باشند و درباره شما چی بگن؟

وقتی به این سوال جواب بدید، می‌تونید هدف از برند سازی شخصی‌تون رو متوجه بشید و باقی مراحل رو بر پایه این پاسخ پیش ببرید. تا زمانی که ندونید دوست دارید تو چه موردی دیگران شما رو بشناسن، نمی‌تونید به درستی برند سازی کنید.

اگر مواردی که به ذهن‌تون میاد، چیزی نیست که الان هستید، مشکلی نیست. خودتون رو دوباره اختراع کنید! به این سوال جواب بدید و با مهندسی معکوس روش کار کنید.

 

اگر نمی‌دونید از کجا شروع کنید، به بازخوردهایی که تو یک سال گذشته از دیگران گرفتید فکر کنید. به این رجوع کنید که دیگران تحت تاثیر چه مهارتی از شما قرار گرفتند.

.   .   .

قدم دوم: ایجاد اعتبار

بعد از مشخص کردن هدف، برای خودتون اعتبار ایجاد کنید.

هر فعالیتی که فکر می‌کنید باعث افزایش اعتبار شما بین دیگران میشه رو انجام بدید.

یکی از بهترین راه‌های افزایش اعتبار، تولید محواست. مقلا وقتی مقاله آنلاینی رو می‌خونید اون رو به همراه نظرتون توی شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید. فقط لینک رو به همراه تایتل پست نکنید. حتما نظرتون رو هم بنویسید. اینطوری دیگران هم ایده‌ای دارند که چه چیزی رو باهاشون به اشتراک گذاشتید و هم می‌فهمند که تو این مورد شما صاحب نظر هستید.

بلاگ داشته باشید. به طور مداوم درباره چیزهایی که در حوزه تخصص‌تون می دونید و یاد میگیرید اونجا بنویسید. تجربیاتتون رو با دیگران به اشتراک بگذارید. برای توسعه دهنده‌ها این کار خیلی می‌تونه آسون باشه؛ شما در طول روز به مشکلاتی توی کار و یا کد زدن بر می‌خورید که حل‌شون می‌کنید. این‌ها رو مستند کنید و توی بلاگ‌تون بنویسید. اینطوری با یک تیر دو نشون می‌زنید، هم مطالب شما رو دیگران می‌بینن که باعث افزایش اعتبار شما میشه، و هم اگر دوباره به اون مشکل برخوردید و یادتون نبود که چطوری حلش کردید، می‌تونید به مطلبی که نوشته بودید رجوع کنید. حتی مواقعی که دوستان‌تون به این مشکل برخوردند، می‌تونید لینک مطلبی که نوشتید رو براشون ارسال کنید.

یکی از خوبی‌های دیگه بلاگ نوشتن اینه که چون مطلب شما مستند میشه و همه می‌تونن اون رو ببینن، برای نوشتن هر مطلب مجبور میشید توی اون موضوع عمیق بشید و تحقیق کنید.

مهم نیست چند بار در هفته وبلاگ‌تون آپدیت میشه. مهم اینه که فاصله بین ارسال مطالب‌تون منظم باشه. اگر قرار بر این شد که هفته‌ای ۲ بار وبلاگ شما آپدیت بشه، حتما آپدیتش کنید.

تو کنفرانس‌ها و گردهمایی‌ها شرکت کنید. شبکه سازی کنید. این کار باعث میشه که شما شناخته‌تر بشید. با آدم‌های جدید آشنا بشید، چیزهای جدید یاد بگیرید و افراد متخصص حوزه خودتون رو از نزدیک ببینید.

سعی کنید تو همایش‌ها ارائه داشته باشید. ارائه دادن و سخنرانی کردن اعتبار شما رو به شکل خارق العاده‌ای افزایش میده.

کلاس‌های آموزشی رایگان برگزار کنید. می‌تونه خیلی بزرگ، مثل برگزاری کلاس آنلاین باشه، یا متوسط مثل برگزاری کارگاه، یا اینکه خیلی کوچیک، داخل شرکت خودتون یک کلاس برگزار کنید و به همکارهاتون چیزهایی که بلدید رو یاد بدید.

به نحوه جواب دادن به دیگران تو شبکه‌های اجتماعی، سرویس‌های چت و جواب‌های ایمیل‌تون دقت کنید. می‌تونید برید جواب‌هایی که چند ماه قبل ارسال کردید رو بخونید تا متوجه بشید لحن‌تون نیاز به بازنگری داره یا نه. امضاهای ایمیل‌هاتون رو بازنگری کنید، یه امضای خوب باید شامل اطلاعات اضافی از شما باشه. مثل لینک شبکه‌های اجتماعی، لینک بلاگ، یا حتی شماره تماس.

درباره افرادی که تو حوزه شما معتبر هستند تحقیق کنید. ببینید چه کار می‌کنند. چه قابلیت‌های کلیدی دارند و چه مطالبی منتشر می‌کنن. وقتی اسم‌شون رو گوگل می‌کنید چه نتایجی رو نمایش میده؟ در کل چه چیزی باعث شده که اونا به این اعتباری که الان دارند برسن؟

.   .   .

قدم سوم: هویت

تا به حال اسم خودتون رو گوگل کردید؟ به چه لینک‌هایی برمیخورید؟

تو بهترین حالت، باید سایت یا وبلاگ‌تون صدر نتایج قرار بگیره، بعدش لینکدین و باقی شبکه‌های اجتماعی و ردهایی که از اسم شما در وب باقی مونده. شبکه‌های اجتماعی که توشون فعال نیستید رو حذف کنید.

بهتره برای خودتون سایت ایجاد کنید. کسی که وارد سایت شما میشه باید متوجه بشه که شما کی هستید، چه کاری انجام میدید و کار شما نسبت به دیگران چه ارزش خاص و تفاوتی داره. بخش درباره ما داشته باشید، نمونه کارهاتون رو به نمایش بگذارید و در کنارش وبلاگ‌تون هم به راه باشه. راه‌های تماس باهاتون رو معرفی کنید و هر خلاقیتی که فکر می‌کنید خوبه رو به وبسایتتون اضافه کنید.

بیوگرافی که تو شبکه‌های اجتماعی، بلاگ یا وبسایتتون نوشتید رو بازنگری کنید. کسی که بیو شما رو می‌خونه باید دقیق بفهمه شما کی هستید و چه کاری انجام میدید.

آواتاری که استفاده می‌کنید، تو همه جا یکی باشه یا تقریبا شبیه باشه و استایل شخصی‌تون رو الغا کنه. بهتره که از تصویر چهره خودتون استفاده کنید.

سعی کنید تو امضای ایمیل، وبلاگ، شبکه‌های اجتماعی و… تخصص‌تون رو بعد از اسم‌تون اضافه کنید؛ مثلا حمید معصومی نژاد، خبرنگار واحد مرکزی خبر، رم

.   .   .

یک قدم به عقب: شوآف نکنید!

این روزها خیلی از متخصص‌ها با شوآف کردن تونستن اعتبار کاذب برای خودشون ایجاد کنند.

شوآف یعنی یه حرکتی رو در جهت خودنمایی انجام بدی تا دیگران رو تحت تاثیر قرار بدی. شوآف با پرسونال برندینگ کاملا فرق داره. توی شوآف کردن شخص از چیزی که نداره مایه میذاره. ولی تو برندینگ شخص قابلیت‌هایی که داره رو معرفی میکنه و زاویه دید تخصصی‌ش رو با دیگران به اشتراک می‌گذاره.

شوآف نکنید. شوآف خیلی بده. افرادی که متخصص باشن سریع می‌فهمن که شما از تخصص کافی برخوردار نیستید، و به بقیه میگن و افرادی که متخصص نباشند هم کم کم متوجه میشن که پوشالی هستید.

.   .   .

پانویس: مطلب بالا رو اولین بار ۳۰ اردیبهشت ۹۵ در همایش گنو/لینوکس و نرم افزار های آزاد + جشن انتشار اوبونتو ۱۶.۰۴ ارائه دادم.

مطلب /

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *