سیر تکاملی نظر شخصی‌ام درباره زمان و زندگی

وقتی کودکی تو خانواده‌مون به دنیا میاد، توجه نزدیکانش بهش جلب میشه، روند رشد اون برای همه جالبه و سال‌ها خاطرات بچگیش نقل محافل‌شون میشه. مثلا اینکه بچه توی شش ماهگیش می‌تونه خودش بشینه، اشیاء کوچیک رو برداره، تصویر خودش رو تو آینه تشخیص بده، سه ماه بعد می‌تونه خودش لیوان رو دست بگیره و درخواست‌های ساده از دیگران داشته باشه، توی دو سالگی می‌تونه اسم‌ها رو صدا کنه، تو چهار سالگی جملاتی با چند کلمه بسازه و برای خودش دوست تخیلی خلق کنه.

وقتی اون کودک پا به نوجوانی و جوانی می‌گذاره، اطرافیان این رشد فیزیکی رو رها می‌کنن و چشم به رشد مادی اون دارند. توی ۱۸ سالگی چه رشته و چه دانشگاهی قبول میشه، گواهینامه‌اش رو میگیره، تو ۲۳ سالگی کجا مشغول به کار میشه، چقدر دستمزد می‌گیره، در ۲۶ سالگی چقدر از نظر شغلی پیشرفت کرده، درآمدش تا چه حد بیشتر میشه، چه مدل ماشینی میخره، توی ۲۷ سالگی با کی ازدواج میکنه، ۲۹ سالگی بچه دار میشن، بچه‌شون دختره یا پسر، ۳۲ سالگی خونه می‌خره، کجای شهر خونه می‌خره، چقدر خونه‌شون قشنگ یا بزرگه، بچه دوم‌شون کی میاد و … ادامه