چطوری مخارج شخصی‌مون رو مدیریت کنیم

هر سال، پایان سال که نزدیک میشه، برمی‌گردم به عقب نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم اون همه حقوق کدوم گوری رفته دقیقا؟ چرا نتونستم درست و حسابی پس انداز کنم؟ روی چی هزینه کردم که الان هیچی ندارم؟ وقتی این سوال چند بار برام تکرار شد، سعی کردم تحقیق کنم و از دوستام بپرسم که چطور هزینه‌های شخصی‌شون رو مدیریت می‌کنند.

مطلب پایین چکیده کوچکی از چیزهاییه که تا الان تونستم یاد بگیرم. مدیریت درآمد و خارج همیشه کار سختی بوده و برای شخص تا شخص دیگه فرق داره. سعی کنید فرایند پایین رو برای خودتون تغییر و شخصی‌سازی کنید تا بهترین نتیجه رو بگیرید، و لطفا اگر روش خاصی دارید که تو مدیریت مخارج‌تون بهتون کمک می‌کنه، حتما در بخش نظرات با بقیه خوانندگان این مطلب درمیون بگذارید.

ادامه

برندسازی شخصی؛ چرا و چطوری؟

برندسازی شخصی برای افراد فعال در زمینه فناوری اطلاعات خیلی مهمه؛ چون تو این فیلد، بیشتر به جای اینکه ازمون رزومه بخوان، از دیگران درباره ما می‌پرسدن و یا ما رو گوگل می‌کنن. پس باید کاری کنیم که بهتر تخصص و قابلیت‌هامون رو بشناسن.

برند سازی شخصی برای هرکس متفاوته. در یک مقیاس بزرگ بخوایم ببینیم، یک هنرمند باید تلاش کنه که با برند سازی، مردم بیشتر کارهاش رو ببیند، با سبک کارهاش آشنا بشن و سعی کنه مخاطب‌های هدفش بیشتر بشن، ولی برای یک مهندس نرم‌افزار هدف می‌تونه این باشه که در جامعه IT و صنعتی که در اون کار میکنه برای خودش اعتبار ایجاد کنه.

زمانی که در صنعت‌های بزرگ، مثل IT ریز تر بشیم، قطعا هدف هر متخصص با متخصص دیگه، فرق خواهد کرد. کاری که توسعه دهنده‌های Front-end با توسعه دهنده‌های ‌Back-end برای برند سازی شخصی باید انجام بدن فرق میکنه و حتی باز هم نزدیکتر بشیم هدف هر شخص با شخص دیگه توی برندینگ متفاوت و شخصی‌تر میشه.

به همین دلیل، در این مطلب فقط به پایه‌های شروع برند سازی شخصی می‌پردازیم، و اگر به این کار علاقه دارید، ادامهٔ راه رو باید خودتون دقیق‌تر بشید و با برنامه ریزی جلو برید. ادامه

مشکل عادلانه نبودن زندگی نیست، اینه که شما تصویر اشتباهی از عدالت و انصاف دارید

حقیقت اینه که قوانین زندگی کمی با اون چیزی که به ما یاد دادن متفاوته. قوانینی که ما یاد گرفتیم رو همه می‌دونن، همیشه وجود دارن و کاملا با عقل جور در میان، اما قوانین اصلی یکم پیچیده و ناخوشایندتر هستند. برای همینه که اکثر افراد هرگز نتونستند اونا رو یاد بگیرن.

بیاید با هم مرورشون کنیم ادامه

چرا و چطوری یک مانیفست شخصی بنویسیم

اگر وقتی کلمه مانیفست رو می‌شنوید یاد کمنیست‌ها یا گروهک‌های تروریست می‌افتید، حق دارید، این کلمه توی سال‌های اخیر خیلی زیر دست و پا بوده.

ولی اگر بهتون بگم نوشتن مانیفست شخصی کاملا زندگی منو از این رو به اون رو کرد، چی؟ ادامه

افزایش بهره‌وری و کاهش خستگی هنگام کار با تکنیک پومودورو

یه جایی خوندم که می‌گفت اگر به شما روزانه ۱۴۴۰ دلار بدن و بگن تا آخر روز وقت داری که خرجش کنی، و اگر خرجش نکردی آخر شب ازت می‌گیریم‌ش چطور این پول رو خرج می‌کردید؟ خرج چیزهای بیهوده‌ش می‌کردید یا هر سنت‌ش رو با احتیاط خرج می‌کردید؟

شاید چون ما می‌دونیم هر روز این مقدار پول برای ما وجود داره خودمون رو برای صحیح خرج کردنش اذیت نمی‌کنیم؛ ولی در مورد زمان‌مون چی؟

به ما روزانه ۱۴۴۰ دقیقه زمان داده میشه و در آخر روز ازمون گرفته می‌شه. به قول تایلر دوردن تو فیلم فایت کلاب: This is your life, and it’s ending one minute at a time. ادامه

برای دنیایی بهتر، پردازنده‌های خود را وقف کنیم

ما همه می‌خوایم دنیا رو تغییر بدیم و تبدیل‌ش کنیم به یه جای بهتر؛ حداقل قبل از اینکه پیچک مشکلات به دور دست و پامون بپیچه همه اینو می‌خواستیم. با گسترده شدن فن‌آوری‌های جدید خیلی‌ها ترجیح میدن بشینن پشت کامپیوترشون و تغییرات ایجاد کنن، یکی با لایک کردن عکس یه بچه آفریقایی تو فیسبوک، یکی با کمپین درست کردن و جمع کردن امضای الکترونیکی، بعضی‌ها هم با بازنشر عکس‌هایی که تایتلش هست «شما رسانه‌اید!»

تو فضای مجازی، یه سری افراد هستند که دست به حرکت‌های انسان‌دوستانه کاذبی میزنن که تنها محصولش، احساس رضایت درونی خودشونه و هیچ اثر واقعی‌ای نداره. انسان دوستان زیر لحافی هستند که ترجیح میدن همونطوری که دراز کشیدن، از زیر لحاف دنیا رو تغییر بدن. ادامه

هیچکس تو اینترنت اونقدر که فکر می‌کنید خوشبخت نیست

هچکس تو اینترنت اون زندگی که شما تو خیال‌تون ازش درست کردید رو نداره.

البته این چیز خوبیه.

سوشال مدیاها و هرچیز دیجیتالی دیگه، برای این به وجود اومدن که داده‌های -تقریبا- ویرایش شده و تر و تمیز رو انتقال بدن. این یعنی هر بیت و بایتی که منتشر می‌کنیم توسط خود ما به دقت انتخاب میشن. به همین علت ما فقط اون قسمت‌هایی که دوست داریم رو با دیگران به اشتراک می‌گذاریم. درسته که این محتوای ویرایش شده می‌تونه صادقانه و واقعی باشه ولی با این حال فقط یه قسمت کوچیکی از زندگی ماست. ادامه

درسی که از سریال لاست گرفتم: تلاش کردن در حالت طبیعی راهیه برای مقاوم شدن

تو قسمت هفتم از فصل اول سریال لاست، به اسم «شپ‌پره» که توسط جک بندر کارگردانی و توسط جنیفر جانسون و پاول دینی نوشته شده بود جان لاک یه دیالوگ خیلی عالی داشت.

در کل فلش‌بک‌های این قسمت درباره گذشتهٔ چارلی پیس و وارد شدنش به گروه راک درایو شفت و داخل جزیره هم پیرامون مضرات مواد مخدر بود؛ همچنین همون قسمتی بود که همه بلاخره تصمیم میگیرن از ساحل به غاری که روح پدر جک شپرد بهش نشون داده بود نقل مکان کنن. در آخر این قسمت چارلی به طور معجزه آسایی گیتار بیس‌ش رو بالای این غار پیدا می‌کنه. ادامه

تصمیم گیری بین انجام کارهای ضروری و فوری با استفاده از ماتریس آیزنهاور

شما هم به این بلا دچار شدید که هرچقدر تو زندگی‌تون برنامه ریزی می‌کنید، می‌دویید و تلاش می‌کنید بازم در جایگاهی که باید باشید قرار ندارید؟ این چرخه هر روز و هر ماه و هر سال داره تکرار میشه؟ احتمالا شما مفهوم ضروری و فوری رو توی برنامه ریزی‌هاتون درست رعایت نمی‌کنید.

آینزهاور، رئیس جمهور سابق آمریکا، روشی برای تصمیم گیری داشت که به ماتریس آیزنهاور معروفه. تسک‌ها تو این ماتریس بر اساس طول ضروری و عرض فوری قرار می‌گیرند و اینطوری به راحتی متوجه میشیم چه کاری رو باید همین الان انجام بدیم، چه کاری رو بعدا، چه کاری رو بدیم یکی دیگه برامون انجام بده و چه کاری رو اصلا نباید -فعلا- انجام بدیم. ادامه

ساخت هرم زندگی برای دستیابی راحت‌تر به اهداف شخصی

ما همه هدف‌هایی داریم که می‌خوایم بهشون دست پیدا کنیم، اما اکثر مواقع جریان زندگی ما رو از مسیر اون آرزوها دور می‌کنه و خیلی وقت‌ها یادمون میره که کجا هستیم و باید کجا بریم. شما برای اینکه گهگاه به خودتون یادآوری کنید که تو زندگی‌تون چی مهمه، چی مهم نیست و فعالیت‌های زندگی‌تون باید به کدوم سمت و سو باشه چی کار می‌کنید؟

امشب که داشتم با دوستم در این خصوص صحبت می‌کردم خیلی اتفاقی به یک اصطلاحی برخورد کردیم: هرم زندگی. ماجرا از این شروع شد که هر دوی ما هدف‌هایی داشتیم و برای اون‌ها برنامه ریزی کرده بودیم ولی در طول راه با مواجه شدن با موانعی که وجود داشت کم کم دلسرد شدیم و یادمون رفته بود که در قدم اول برای چی شروع کرده بودیم. ادامه